سال 1395
سلام پسر نازنین من عیدت مبارک امسال دومین سالیه که سر سفره هفت سین پیش ما هستی پارسال خیلی کوچولو بودی و تازه بدنیا اومده بودی و من هنوز حالم خوب نبود سال تحویل خونه بابابزرگ بودیم نصفه شب سال تحویل بود ولی ما 3 نفر بیدار بودیم امسال سال تحویل راس ساعت 8 صبح بود و شما بازم بیدار شدی موقع سال تحویل خوشگل من البته بابا رضا حموم بود چند دقیقه بعد از سال تحویل اومد بیرون شما تو بغل من بودی و من قرآنو برداشتم و با هم قران میخوندیم ان موقع بعدشم رفتیم مود عید دیدنی اون روز 6 جا رفتیم عید دیدنی شب اومدیم بیرجند که فرداش بریم مشهد ولی روز بعد بابا رضا ماشینو برد تعمیرگاه که برای سفر آماده بشه شبم خاله سم...



